۱۳۸۹/۶/۱

زنده رود

چند روز است هوای چهارباغ به سرم زده. هوای نقش جهان. هوای راه رفتن روی سی و سه پل و خسته نشدن. کنار زنده‌رود نشستن به وقت غروب و تماشای رقصان نور در آب. قدم زدن کنار رودخانه تا پل خواجو و شنیدن صدای مردانی که می‌خوانند. کوچه‌ها و خانه‌های قدیمی، تیرهای چوبی چراغ و دوچرخه‌هایی که منتظر سوارشان هستند. و آن جادوی عجیب که در هواست. در خیابان‌هاست و حتا از درختان می‌بارد. مسجد عتیق و شیخ لطف‌الله و مسجد شاه. دوباره وقت، وقت اصفهان است.

۱ نظر:

F A R Y A D گفت...

چون من اینو به موقع ندیدم تلافی کردی؟؟